تبليغاتX
چیزی شبیه آن - یونایتد 93

چهارشنبه هفتم شهریور 1386

یونایتد 93

 

 

یونایتد 93

 

 

« سه قدرت بزرگ جهان :  ترس ،  حرص ، حماقت »                                                

 

آلبرت اینشتین

 

 

جمله بالا را یکبار دیگر بخوانید. جمله ای که امروزه تمامی سیاستمداران آن را به خوبی درک کرده اند و برای پیشبرد خواسته هایشان از این سه قدرت بزرگ استفاده می کنند. این سه اصل مهم را می توان برای گسترش حوزه اختیارات سیاسی به کار برد. حتی می توان این سه عامل را بهانه ای برای حملات نظامی به کشورهای دور قرار داد و رفتارهای نادرست خود را توجیه کرد. گذشته از این ها،  با این کار می توانی قدرت ات را به رخ همگان بکشی و بی توجه به دیگران کار خود را بکنی...

 

در باب حوادث یازده سپتامبر ، بارها سخن گفته اند و درباره تغییراتی که در مناسبات بین المللی داشته تحلیل های بی شماری ارائه کرده اند. هالیوود هم به تبع نقش مهمی که در شکل دهی به دیدگاه های افراد در مورد موضوعات گوناگون بازی می کند، بعد از چند سال با ساخت فیلم هایی، نسبت به این حادثه مهم سالهای نخستین قرن بیست و یکم واکنش نشان داده تا هم خاطره آن رویداد هولناک را زنده نگه دارد و هم بتواند در راستای اهداف کنونی کاخ سفید حرکتی انجام دهد و اعلام کند هنوز خطر از بین نرفته و تروریست ها در کمین اند.

سال گذشته دو فیلم، یونایتد 93 و مرکز تجارت جهانی (الیور استون) پیرامون حادثه 11 سپتامبر ساخته شدند که در این بین فیلم یونایتد 93 توانست نظر منتقدان بسیاری را به خود جلب کند و در مقابل فیلم الیور استون چندان که باید امیدوارکننده نبود و اثری خنثی به نظر می رسید.

 

در روز 11 سپتامبر 2001 ، چهار هواپیما که به سمت کالیفرنیا در حال پرواز بودند ، توسط اعضای گروه القاعده (15 تبعه عربستان، 2 تبعه امارات، 1 تبعه مصر ، 1 تبعه لبنان ) دزدیده شدند. دو هواپیما به برج های مرکز تجارت جهانی برخورد کردند؛ یک فروند به ساختمان پنتاگون اصابت کرد و هواپیمای چهارم هم که به قصد تخریب کاخ سفید ربوده شده بود در شانکسویل ایالت پنسیلوانیا سقوط کرد.

 

فیلم یونایتد 93 داستان همین هواپیمای چهارم را روایت می کند که به دلیل تأخیر در پرواز و درگیری مسافران شجاعش با هواپیمارباها نتوانست به هدفش برسد. وقایع داخل هواپیما بر اساس مکالمات تلفنی مسافران با اعضای خانواده‌شان ساخته شده ؛ ولی، دقایق آخر محصول تخیل نویسنده است، اگرچه در جریان ساخت با خانواده تمام مسافران مشورت شده‌است.

یونایتد 93 یکی از آن فیلم هایی است که پیامش را به صریح ترین شکل ممکن بیان می کنند و تمام تلاشش این است که تماشاگر آنچه را که می بیند باور کند و برای همیشه به ذهن بسپارد،  شاید سبک مستندگونه آن را بتوان تلاشی در جهت تأثیرگذاری هرچه بیشتر فیلم بر ذهن و دیدگاه تماشاگر دانست.

پیام فیلم یونایتد 93 در زمانه ای که اکثر رسانه های جمعی قدرتمند به ساخت تصویری منفی از مسلمانان مشغولند ؛ چندان نو و جدید به نظر نمی رسد و تنها می توان آن را نوعی هم آوایی سینما با سایر رسانه ها دانست. اینکه فیلمی مثل یونایتد 93 با مانور بر خصوصیاتی مانند عرب یا مسلمان بودن تروریست هایش حرف جدیدی برای گفتن ندارد ، مهم نیست. آنچه مهم است تداوم روند تصویر سازی منفی است که باعث می شود یاد و خاطره یازده سپتامبر و در نتیجه ، فضای رعب و وحشت ناشی از آن پابرجا بماند.

 

 

بعد از دو بار تماشای یونایتد 93 ، به نظرم فیلم برای مخاطبش به دو قسمت کاملاً متفاوت تقسیم می شود. یکی قسمتی است که دوربین در سازمان هواپیمایی ایالات متحده و برج کنترل فرودگاه سرک می کشد و دائماً افراد مستأصل و بهت زده ای را نشانمان می دهد که سعی دارند اوضاع را کنترل کنند. دائم فریاد می زنند و از این طرف به آن طرف می روند.  این قسمت برای من خسته کننده بود و به نوعی به نظرم باعث شده فیلم به سکته های خفیف گرفتار شود و  تا حدودی جذابیت اش را از دست بدهد. با این حال،  از دیدی دیگر ، وجودش ضروری است. چه بسا اگر نبود، به بزرگترین ایراد فیلم تبدیل می شد.

 

         پل گرین گرس

 

 

اما قسمت جذاب فیلم را در کنار مسافران هواپیما می گذرانیم. کسانی که این حد از خشونت را حتی در طبیعی ترین صحنه های فیلم های هالیوودی هم شاهد نبودند. دوربین پل گرین گرس به خوبی به میان مسافران سرک می کشد و دغدغه دقایق پایانی عمرشان را به نمایش می گذارد؛ ولی ، بیش از اندازه  بر روی بعضی چیزها توقف می کند. مثلاً در راستای برانگیختن احساسات بیننده ، دائماً روی مسافران تمرکز می کند تا نشان دهد که چقدر خانواده هایشان را دوست داشتند و... این گونه تلاش های متظاهرانه از ارزش صحنه های داخل هواپیما کاسته و  از نقاط ضعف خود فیلم هم به حساب می آید.

 

بزرگترین عیب فیلم یونایتد 93 ، این است که با نمایش هدفدار بعضی المان ها و نشانه ها (مثلاً قرآن خواندن یا سربند سرخ ) انگشت اتهامش را به سوی عده ای کثیری از مسلمانان نشانه می رود. و تصویری کاملاً خشن و جاهل از ملل عرب و مسلمان به نمایش می گذارد. قرائت قرآن توسط جوان عرب و حرکت همزمان و معنی دار دوربین از میان ساختمان های بلند ، به گونه ای در کنار هم قرار داده شده اند که گویی شبح تروریسم اسلامی هر شب بر فراز شهرهای آمریکا به پرواز در می آید.

 

با تمام این اوصاف ، یونایتد 93 یکی از نفس گیرترین فصل های سینمایی چند سال اخیر را در خود جای داده که شایسته تحسین بسیار است. صحنه پایانی فیلم بی هیچ شکی ، یکی از کم نظیرترین پایان بندی های سینما از حیث کارگردانی و اجراست. به خصوص نمای پایانی که کارگردان با تمهیدی هوشمندانه توانسته قدرت فیلمسازی اش را به خوبی به رخ بکشد. او برای نشان دادن لحظات سقوط هواپیما ، در کادری ثابت ، زمین را از ارتفاع بالا به ما نشان می دهد . زمینی سرسبز که لحظه به لحظه ، ما به آن نزدیکتر می شویم و سرانجام به آن می رسیم و تصویر سیاه می شود.

 

نوشته شده توسط تیموتی در 0:15 |  لینک ثابت   • 
Balatarin