تبليغاتX
چیزی شبیه آن - آلفاویل ، ماجرای عجیب لمی کوشن

دوشنبه هشتم مرداد 1386

آلفاویل ، ماجرای عجیب لمی کوشن

 

                                  آلفاویل                   

                               

 

 

جشنواره هنری!!

 

سینما در فرانسه آغاز شد. برادران لومیر که مخترعین دستگاه سینماتوگراف بودند، اولین فیلم تاریخ سینما که رسیدن ترن به ایستگاهی در پاریس را نشان می داد در 1895 ساختند. فرانسوی ها از آن پس حتی در زمانی که آمریکا سیادت خود را بر هنر نمایش به جهان نشان می داد ، با به وجود آوردن موج آوانگارد و پدید آوردن تحولات تازه در تکنولوژی و به خصوص در فلسفه سینما ، سعی در حفظ جایگاه خود داشتند.

هر چند پیشتازان فرانسوی، آلمانی، آمریکایی و انگلیسی همگی در توسعه سینما نقش داشتند ؛ اما ، سرانجام این ایالات متحده آمریکا بود که در همه عرصه ها گوی سبقت را از همه رقبا ربود. آمریکا بزرگترین بازار تولید و مصرف سینما بود و هنوز هم هست.

سیادت هالیوود بر سینما برای فرانسوی ها بسیار ناراحت کننده بود چون آنها ، خود را صاحب سینما می دانستند و سرانجام تصمیم گرفتند تا به هر طریقی که شده مخلوق قدرتمند و تأثیرگذارشان را به سرزمین مادری اش برگردانند. برپایی جشنواره های سینمایی مختلف در اروپا و حمایت گسترده از آثار نو و بدیع (!) که هر یک تغییراتی در فرم کلاسیک و هالیوودی فیلم ها ایجاد کردند ؛ باعث شد تا اینگونه آثار مهم و باارزش تلقی شوند. هرچه می گذشت به هر تغییری در فرم معمول سینما ، نام هنر می دادند و کم کم به چنین فیلم هایی عنوان فیلم هنری اطلاق می شد.

هر چه می گذشت جشنواره های اروپایی به ویژه معتبرترین شان جشنواره کن به آثار سینمایی که رویه ضدهالیوودی داشتند جوایز متعدد می دادند حتی در بعضی موارد این جوایز نه به علت کیفیت ؛ بلکه، بیشتر به خاطر ساختار ضدهالیوودی فیلم ها به آنها اهدا می شد. در واقع برخلاف جریان هالیوود حرکت کردن به نوعی ارزش تبدیل شده بود. سینمای ژان لوک گدار در زمره سینمای خواص است.  سینمایی که هر لحظه چیز جدیدی در آن خواهید دید و به شدت ضدهالیوودی است و دلیل اهمیتش هم همین است. به همین دلیل هم اروپاییان، آن را ارزشمند می دانند.

 آلفاویل را نیز می توان یکی از  آثار سنت شکن او به حساب آورد که خالقش هیچ گاه از مسیر ضدهالیوودی منحرف نشده است و در پناه حمایت های جشنواره های سینمایی به جایگاهی رفیع دست یافته و در عین حال هیچ گاه دست از تجربه و ریسک کردن برنداشته است.

 

کلیشه شکن متظاهر

 

آلفاویل فیلمی سرد و فاصله انداز است. همچون همه فیلم هایی که قصد هشدار درباره مدرنیته و ماشینی شدن زندگی را دارند، آلفاویل نیز بشر را در دوران و جایگاهی بسیار پیشرفته به تصویر می کشد و بدین ترتیب اولین و آخرین اثر علمی/تخیلی ژان لوک گدار را رقم می خورد.

لمی کوشن(ادی کنستانتین)، به آلفاویل ، شهر آینده فرستاده شده تا پرفسور فن براون ، بنیان گذار این پایتخت کامپیوترها را بازگرداند یا بکشد. پیش از او سه مأمور ناکام مانده اند. لمی عاقبت از مأموریتش سربلند بیرون می آید، حتی موفق به بازگرداندن ناتاشا فن براون(آنا کارینا) که معنای عشق را دریافته،  نیز می شود.

در آلفاویل، همچون اکثر فیلم های گدار میل به نوآوری و بدعت گذاری، بر داشتن محتوا پیشی گرفته. فیلمی که بیشترین تأثیرپذیری گدار از برتولت برشت ، نمایشنامه نویس آلمانی را در خود منعکس می کند. شیوه ای که گدار از تئاتر برشتی وام گرفته و کاملاً از شکل رایج سینما دور شده و دست جشنواره ها را برای حمایت از او باز گذاشته است. شکلی در تضاد با هالیوود که به راحتی خرس طلایی برلین سال 1965 را برای ژان لوک گدار به ارمغان می آورد.

آلفاویل، فیلم مخاطب خاص است . طبق تعریفی که از فیلم هنری داریم ، فیلمی به تمام معنا هنری. هنگام تماشای فیلم بهتر است فکر و خیال همذات پنداری با شخصیت ها را از ذهن و سرتان بیرون کنید که از این اثر هنری سینمای فرانسه چیزی عایدتان نمی شود. استفاده از ادی کنستانتین که نقش اصلی را برعهده دارد با آن چهره سنگی و سرد (یا به قول دوستی ، دیو مانند) تنها اولین تلاش های فیلمساز برای جلوگیری از همذات پنداری با شخصیت و غرق شدن مخاطب در داستان است. قضیه وقتی جالب تر می شود که به مورد قبلی، شعرخوانی ملال آور شخصیت ها، حالت تصنعی شخصیت ها، اعمال و عجیب و غریب شان ، نمایش تابلوهای نئونی ، نگاتیوی کردن ناگهانی تصویر و چندین مورد دیگر را هم اضافه کنید.این همان فاصله گذاری معـــروف به فاصله گذاری برشتی است که همین ژان لوک گدار از نخستین افرادی است که آن را از تئاتر به سینما وارد کرد.

 

    آنا کارینا و ادی کنستانتین در نمایی از آلفاویل

 

برتولت برشت، وظیفه تئاتر را این می دانست که بیننده را به تفکر وادار کند نه اینکه او را وارد عالم احساسات کند. او تئاتر حماسی را مقابل تئاتر اکسپرسیونیستی ؛ یعنی،  تئاتری که در آن ذهنیات شخصی و نه واقعیات خارجی ، نمایش داده می شوند؛ به وجود آورد.برشت برای اینکه تماشاگران در زمان نمایش ، مجذوب نمایش نشوند، از روش هایی مانند: ورود ناگهانی کارگردان به صحنه ، قطع ناگهانی بازی توسط بازیگران ، اعلام ساعت و ... با هدف شکستن جو نمایش استفاده می کرد.

حال ژان لوک گدار نیز با وارد کردن عناصر نامربوط به داستان نوعی خاصیت آنارشیستی به فیلمش بخشیده که در کل  با ذائقه من جور نبوده و نیست.

 

 

آلفا 60 – بازداشتن موجودات برتر از تهاجم به نقاط دیگر کهکشان، منطقی نیست.

 

وقتی که به گذشته برمی گردیم و در دالان های پیچیده زمان به جلو پیش می آییم. مشاهده می کنیم که انسان پله های ترقی را یکی یکی طی کرده و به این حد از تکنولوژی رسیده است.گویی هرچه از عمر بشر بر روی زمین خاکی می گذرد ، او بیشتر به این باور می رسد که برای سهولت در کارها و زندگی راحت تر باید به تکنولوژی پناه ببرد و خود را از کارهای طاقت فرسا خلاص کند. با وجود این ، این امر برای انسان ثابت شده که تلاش های او برای ماشینی کردن زندگی می تواند در کنار  فواید، پیامدهای منفی و زیان باری نیز داشته باشد.

همانطور که زمان می گذشت و انسان از پیشرفت هایش خوشحال و سرخوش بود ، عده ای نیز پیدا شدند که ماشینی شدن و شدت آن را یادآوری می کردند. آنها هشدار دادن درباره سلطه ماشین ها بر انسان را وظیفه خود می دانستند. تقابل آدم ها و ماشین ها و طغیان ابر رایانه ها علیه انسان بیانگر دیدگاه نگران متفکران درباره آینده بشر و ارزش های انسانی است. آینده ای که در همه روایت ها و پیش بینی ها،  تاریک و تلخ تصویر شده است.

در آغاز فیلم با نمایی از یک چراغ چشمک زن روبه رو هستیم؛ گویی می خواهد ماهیت هشدار دهنده اثر را برایمان روشن سازد. نشانه ای در ادامه با یک موسیقی پر سرو صدا و نگران کننده و نماهایی از شهر و مأمور بارانی پوش ، لمی کوشن پیوند می خورد. مأموری که با اسم مستعار ایوان جانسون و در هیئت یک خبرنگار پا به آلفاویل گذاشته است.

آلفاویل مکان غریبی است که با فیلمبرداری سیاه و سفید، مخوف نیز جلوه می کند. آدم ها به طرز غریبی رفتار می کنند و در برابر لمی کوشن که تازه قدم به این قسمت کهکشان گذاشته، کهکشانی از عجایب را نمایان می کنند.

در آلفاویل ، مردم حق به کار بردن برخی کلمات را ندارند و نباید به برخی اشکال غیرمنطقی رفتار کنند. در واقع از این جهت فیلم بی شباهت با کتاب 1984 جرج اورول نیست. فضای خوف آور کتاب اورول در آلفاویل به شکلی تعدیل شده ولی با همان میزان از تیرگی و تلخی تصویر شده است.

 

در آلفاویل احساسات بشری مرده است. در جایی از فیلم ، زمانی که لمی با هنری دیکسن ملاقات می کند. دیکسن  در حالتی که تنها لحظه ای از مرگ فاصله دارد به او می گوید:

 

اون هایی رو که گریه می کنن نجات بده...

 

شباهت دیگر آلفاویل با 1984 ، آنجایی است که هر روز کتاب لغت جدیدی به چاپ می رسد و هر روز تعدادی از لغات از کتاب لغت حذف می شوند. واژه هایی مانند گریستن، لطافت، وجدان و... لغاتی که اکثراً کلمات کلیدی در رابطه با احساسات بشری به حساب می آیند. افراد باید تا جایی که امکان دارد به قانون کلمات احترام بگذارند و به آنها اعتقاد کامل داشته باشند تا جایی که عنوان کنایی «کتاب مقدس» را به آن می دهند.

از بهترین صحنه های فیلم ، صحنه اعدام محکومان است که به شکلی هوشمندان طراحی و اجرا شده است. در این صحنه عده ای در یک صف طویل ایستاده اند تا نوبتشان برای اعدام فرا برسد. یکی از متهمان که اتهامش گریستن برای مرگ همسرش است؛ روی تخته شیرجه می ایستد و رو به حاضران و ناظران می گوید:

 

 

ما شاهد حقیقتی هستیم که شما دیگه نمی بینین...اون حقیقت این که در انسان هیچ چیز راستینی وجود نداره به جز عشق و ایمان ، شهامت و مهربانی، سخاوت و ایثار... چیزهای دیگه ، همه شون نیرنگی ان که پیش روی جهل کور شما آفریده شدن!

 

 

ژان لوک گدار

 

مونولوگی که به نوعی دربردارنده پیام کلی فیلم هم هست. در ادامه به مرد محکوم شلیک می کنند و او در استخر آب می افتد. سپس زن های جوانی به در حالی که کاردهای تیز و برّنده در دست دارند به سمت او می روند و با ضربات پیاپی ، او را از پای در می آورند.

لمی کوشن به تدریج درمی یابد به شهری سفر کرده که منطق حاکم بر آن منطق ماشین هاست و احساس بشری در اینجا کاملاً نادیده انگاشته می شود. در بیشتر مواقع اساساً احساسی وجود ندارد یا اگر هست در حدّی نازل و فاقد کیفیت معنوی. مثلاً شهوت و هوس به جای عشق...

به نظر می رسد فیلم در هر لحظه با خطر ریزش مخاطب یا تنفر او روبه روست چراکه فیلمی با چنین مقیاسی در خوش بینانه ترین حالت قابل تحمل جلوه می کند. حجم رو به افزایش فاصله گذاری ها که در برخی موارد قابل قبول است و در اغلب موارد قابل پذیرش نیست.

 

 

 

نوشته شده توسط تیموتی در 0:45 |  لینک ثابت   • 
Balatarin