جمعه سی و یکم شهریور 1385
وکیل مدافع شیطان

پخش کننده : برادران وارنر
تاریخ اکران: 17 اکتبر 1997
مدت زمان : 130دقیقه
زبان : انگلیسی
فروش در گیشه : 028 984 60 دلار
درجه بندی : R
ژانر : درام، اقتباس، تریلر، تعلیق/ ترسناک
بازیگران :
کیانو ریوز.............................. کوین لومکس
آل پاچینو................................ جان میلتون
شارلیز ترون............................ مری آن لومکس
جفری جونز............................. ادی بارزون
جودیت ایوی............................. آلیس لومکس
کانی نیلسن................................ کریستبلا آندرولی
کریگ.تی. نلسون........................ الکساندر کولن
نویسنده: جاناتان لمکین و تونی گیلروی
کارگردان : تیلور هکفورد
یک وکیل دچار تردید می شود. آیا از فرد گناهکار دفاع کند یا نه ؟ قضیه حق و ناحق کردن در مسائل حقوقی موضوعی است که بسیار تکرارشده. همه ما نمونه های مختلفی به یاد می آوریم. ولی آقای جاناتان لمکین و همکار خبره اش کاری کرده اند که وکیل مدافع شیطان تبدیل به اثری جذاب شود. اثری جذاب ولی فاقد فلسفه ای قوی.
خلق شخصیت جذابی مثل میلتون که شیطان مجسم است و همینطور وارد کردن مســـــائل و حاشیه های ماؤرایی حساب شده ، تا حدودی به آثار دیگر هالیوودی شباهت دارد. در اکثر این آثار ، شیطان به کالبدی انسانی نیاز دارد تا بتواند انتقامش از نسل بشر را بگیرد و هر گاه انسان میزبان کشته شود یا مثل همین فیلم داوطلبانه خودکشی کند، شیطان کالبد انسانی اش را از دست می دهد و در نتیجه ناگزیر از آزار و اذیت بشر دو پا دست می کشد.
وکیل مدافع شیطان ، با اینکه در اواسط کمی افت می کند؛ ولی ، ارزش یک بار دیدن را دارد یا حداقل خواندن فیلمنامه آن خالی از لطف نیست.( ماهنامه سینمایی فیلم نگار در شماره 129 خود، فیلمنامه نسبتاً کاملی را به چاپ رسانده است.) ولی در کل از نظر محتوا چیز زیادی به بیننده منتقل نمی کند و در واقع فلسفه ای پشت فیلم نیست. اما فیلم هر چقدر از نظر محتوا کم می آورد ولی از حیث روایت اثری نو و پرداخت شده به شمار می آید.وکیل مدافع شیطان اثری اخلاقی با مایه های مذهبی و ماؤرایی است که از مفاهیم کلیشه ای و تکراری پر شده است. و تنها حسن فیلم در هنرنمایی آل پاچینو خلاصه می شود.
کوین لومکس در دفاع از گیتس ناگهان متوجه می شود او واقعاً گناهکار است. او از دادگاه تقاضای تنفس می کند. به دستشویی دادگاه می رود. حسابی مستأصل به نظر می رسد. دوباره به دادگاه بــــــــرمی گردد. به دفاع از گیتس می پردازد و پرونده را می برد.
سپس از سوی جان میلتون به کار در نیویورک دعوت می شود. جان میلتون رئیس یکی از دفاتر وکالت قدرتمند نیویورک است. کوین اکنون برای میلتون کار می کند.
کوین یکی یکی پرونده ها را می برد در حالی که می داند موکلانش همه گناهکار هستند. او هر روز بیشتر در فساد فرو می رود به طوری که همسر معصومش را از دست می دهد و تازه آن وقت است که می فهمد میلتون تجسم شیطان است. او خودش را می کشد تا شیطان درونش آزاد شود.
در اینجاست که دوباره کوین را می بینیم که به آینه چشم دوخته است. او وحشت زده از آینه فاصله می گیرد. تازه می فهمیم که کوین هنوز در دستشویی دادگاه است. او به دادگاه برمی گردد و از وکالت گیتس صرف نظر می کند.
وکیل مدافع شیطان با استفاده از فرم خاصی که برگزیده ، اثری قابل اعتناست و این تنها امتیاز قابل دفاع فیلم است. فیلم تقابل کلیشه ای وجدان و نفس را انتخاب کرده و در اقدامی نه چندان بدیع آن را با مضامین ماؤرایی و مذهبی آمیخته است.
وکیل جوان فیلم ، بر سر دو راهی اخلاقی قرار دارد:
راه مثبت ــ اینکه پرونده گیتس را کنار بگذارد و ادامه ندهد. در این صورت علاوه بر اینکه رشته پیروزی هایش پاره می شود؛ کارش را نیز از دست می دهد.
راه منفی ــ از او دفاع کند و بر پیروزی هایش بیفزاید ولی در این صورت به اعتقاداتش پشت کرده و در برابر خداوند مسئول است.
تقریباً کل فیلم صرف نشان دادن راه دوم می شود اینکه اگر او راه دوم را انتخاب کند چه خواهد شد؟
فیلم دوراندیشی را به ما یادآور می شود. یک لحظه ، یک تصمیم اشتباه مسیر زندگی را به سوی تباهی سوق می دهد. البته همانطور که در فیلم می بینیم کوین در یک لحظه در ذهنش تصمیم غلط را انتخاب می کند و عواقبش را نیز ارزیابی می کند. ولی دوراندیشی او مانع از انجام کار اشتباه می شود.
وکیل مدافع شیطان می گوید هیچ کس نمی تواند همیشه پیروز بماند، پیروزی به هرقیمتی باعث می شود، بسیاری چیزها را نادیده بگیری. وسوسه رسیدن به کامیابی بیشتر ، موجب از خود بیگانگی می شود که بیگانگی از خانواده ، جامعه و حتی خداوند را در پی دارد و اینکه زیاده خواهی ثروت ، قدرت و... بدون توجه به مسائل معنوی موجب نابودی می شود.
یک چیز اضافه
آقای اشکان راد (منتقد سینما ) در نقد فیلمنامه وکیل مدافع شیطان به نکته ی جالبی اشاره کرده اند که بد نیست اینجا از آن استفاده کنم.
« گناهان کبیره و ده فرمان ، چکیده چیزی است که در مسیحیت به عنوان گناه شناخته شده اند. در این فیلم، کوین به گونه ای حرکت می کند که ده فرمان را می شکند.
اولین فرمان ؛ یعنی ، « من خدا هستم، پروردگار شما » ابداً در زندگی کوین و اطرافیان وجود ندارد. در پرونده مویز می توانیم به فرمان « خدایان دیگر را اطاعت مکن» برسیم. در واقع اگر دین مسیحیت را به عنوان اصل بگیریم، متوجه می شویم که مویز به شریعتی دیگر اعتقاد دارد.
فرمان « دروغ نگو» در تحت فشار قرار دادن ملیسا برای دروغ گویی . فرمان « نام خدای خود را به باطل مبر» در همه قسم هایی باطلی که در دادگاه خورده می شود مصداق پیدا می کند. عمل کولن نیز باعث شکستن فرمان « قتل مکن» می شود. ارتباط او با ملیسا نیز مصداق بارزی از فرمان « زنا مکن» است. وقتی کوین با وجود قولی که به مری آن داده ، او را در میهمانی ترک می کند و چند ساعت او را تنها می گذارد، باعث می شود که فرمان « عهد خود را نگه دار» زیرپا گذاشته است.*
* منبع: ماهنامه فیلمنامه نویسی فیلم نگار ، شماره 129، بهمن ماه 1383، صفحه 175
ناگفته ها
* نام شخصیتی که آل پاچینو نقشش را بازی می کند از نام شاعر معروف قرن هفدهم انگلیس یعنی جان میلتون گرفته شده است. حتی به جمله ی معروفی از کتاب« بهشت گمشده» او نیز اشاره شده است.
« بهتره تو جهنم پادشاهی کنی تا در بهشت خدمتکار باشی.»
* عنوان فیلم در واقع از یک اصطلاح رایج گرفته شده است.
* دایره های آتشین متحد المرکزی که در انتهای فیلم دیده می شود در کمدی الهی دانته( بخش دوزخ) به طور کامــل توصیف شده اند.
جمعه هفدهم شهریور 1385
تیم برتون
تیموتی ویلیام برتون کارگردان ، نویسنده و طراح آمریکایی که بیشتر به خاطر سبک شخصی و نامتعارف آثارش شناخته می شود؛ در 25 آگوست سال 1958 در بربنک کالیفرنیا متولد شد.
او پسر بزرگ بیل برتون و جین اریکسون بود. او دوران کودکی خودش را ساکت و آرام توصیف می کند و به تنهایی و گوشه گیری خود در خانه اشاره دارد. در تمام دوران کودکی مدرسه رفتن برایش سخت بود و همیشه با تماشای آثار ترسناک و کم هزینه از حقیقت زندگی فرار می کرد. آثاری که بعدها در بیوگرافی اد وود از آنها ستایش به عمل آورد. دیگر چیز با اهمیت در دوران کودکی برتون ، وینسنت پرایس است ؛ کسی که فیلمهایش به زودی تأثیر عمیقی بر روی مسیر شغلی برتون گذاشت.
برتون با کمک هزینه ی کمپانی دیزنی توانست در انستیتوی هنر والنسیای کالیفرنیا مشغول به تحصیل شود. او پس از سه سال تحصیل در رشته انیمیشن به عنوان کارآموز در کمپانی والت دیزنی مشغول به فعالیت شد.
نخستین فیلمی که کار بر روی آن را آغاز کرد ( به عنوان انیماتور) اقتباس رالف باکشی از رمان ارباب حلقه ها بود که ساخته نشد. بعدها کار برتون کشیدن طرح برای « روباه و سگ شکاری » بود چیزی که برتون نمی خواست روی آن کار کند. بعداً برتون درباره خودداری دیزنی در استفاده از طرح های او در انیمیشن « روباه و سگ شکاری» توضیحاتی داد. اینکه مدیران فکر می کردند طرح های او مخالف جذابیت کلی شخصیت های فیلم است.
برتون از کار با والـت دیـزنی ناراحت بود. در این دوره به گفتن شعــــر و کشیدن تصــــاویری می پرداخت که بعدها منبع اصلی او برای انیمیشن تحسین شده اش یعنی«کابوس قبل از کریسمس» شدند.
در 1982 برتون اولین فیلم کوتاهش ، « وینسنت » را که یک فیلم 6 دقیقه ای بود، ساخت. وینسنت درباره پسربچه ای بود که از واقعیت زندگی به وهم و خیال فرو می رفت و خودش را وینسنت پرایس تصور می کرد. جالب این است که خود وینسنت پرایس بر روی این انیمیشن شش دقیقه ای صحبت کرده است.
بـــرتــون کارش را با فیلم کوتاه« فرانکن ویـــنی» ادامه داد که برت الیور جوان در آن ایفای نقش می کرد. ( و البته سوفیا کاپولا هم در بخش کوتاهی از فیلم حاضر شد) فیلم به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شد که در واقع اجرای مجددی از داستان فرانکشتاین بود . دانشمندی دیوانه سعی داشت سگش را که به تازگی در یک حادثه رانندگی کشته شده بود زنده کند. فیلم برای کودکان مناسب تشخیص داده نشد. دلیل اصلی این تصمیم خوف آور و ترسناک بودن ایده آن عنوان شد و به سرعت کنار گذاشته شد.
با وجود گمنامی برتون در بین همگان ، پروژه های برتون نظر صنعت سینما را جلب کرد. پل روبنس بعد از تماشای فرانکن وینی ، برتون را استخدام کرد تا براساس برنامه های تلویزیونی اش ، ماجرای بزرگ پی- وی ، فیلمی سینمایی بسازد. فیلم،« ماجرای بزرگ پی – وی» (1985) با بودجه ای 7 میلیون دلاری ساخته شد و بیش از 40 میلیون دلار در گیشه فروش کرد. برتون در تمام عمرش طرفدار گروه موسیقی Oingo Boingo بود. او از یکی از اعضای گروه برای ساخت موسیقی فیلم دعوت کرد و او کسی نبود جز دنی الفمن .

گریفین دان پیشنهاد ساخت« بعد از ساعتها » ( 1985) را به برتون داد که می توانست اولین کار جدی برتون باشد. متن فیلمنامه قبلاً توسط دان و تهیه کننده به مارتین اسکورسیزی ارائه شده بود.اسکورسیزی که در حال پیش تولید آخرین وسوسه های مسیح بود ؛ مجبور شد فیلمنامه را رد کند.
برتون کارگردانی آن را پذیرفت و وقتی بودجه آخرین وسوسه های مسیح به نتیجه نرسید، اسکورسیزی با تهیه کنندگان تماس گرفت و کارگردانی بعد از ساعتها را دوباره به آنها پیشنهاد کرد. وقتی دان ، برتون را از خواسته جدید اسکورسیزی مطلع کرد. او به خاطر احترامی که برای اسکورسیزی قائل بود، از فیلم کنار کشید.
بعد از پی - وی ، برتون به سریال « آلفرد هیچکاک تقدیم می کند» پیوست و اپیزود کوزه را کارگردانی کرد. سپس به سراغ فیلم دومش « بیتل جویس »( 1988) رفت که مایکل کیتون نقش اصلی آن را بازی می کرد. یک کمدی سیاه که موفقیت دیگری برای برتون بود. بیتل جویس علاوه بر 80 میلیون دلاری که در گیشه نصیبش شد؛ یک جایزه اسکار هم به خاطر گریم فوق العاده اش ربود.
توانایی برتون در ساخت فیلم های موفق با بودجه های اندک ، مدیران اجرایی استودیوها را تحت تأثیر قرار داد و نخستین فیلم پرهزینه برتون ، « بتمن» (1989) را برایش به ارمغان آورد.
ساخت فیلم که یکی از پرهزینه ترین آثار سال 1989 محسوب می شد با دشواری هایی همراه بود حتی در هالیوود شایعه شده بود تولید اثر با مشکل بزرگی مواجه شده است.
انتخاب برتون برای به کارگیری مایکل کیتون در نقش بتمن با واکنش های منفی هواداران همراه بود. با این همه بتمن با فروش 250 میلیون دلاری و حس تیره ای که به فیلم های ابرقهرمانی بخشید یک موفقیت کلان به حساب می آمد .
در 1990 برتون با همکاری کارولین تامپسون،« ادوارد دست قیچی » را نوشت و کارگردانی کرد که آغاز همکاری او با جانی دپ بود. دپ ، به خاطر موفقیت سریال تلویزیونی «21، جامپ استریت » تبدیل به بت نوجوانان شده بود، او در فیلم نقش ادوارد را بازی کرد که توسط یک مخترع پیر و عجیب ( با بازی وینسنت پرایس که اتفاقاً آخرین نقش آفرینی او قبل از مرگش بود) ساخته شده بود. ادوارد شبیه انسان ها بود ولی هنوز تکمیل نشده بود و به جای دست ، قیچی های تیز و برّنده ای داشت. فیلمبرداری در حومه شهر انجام می شد و به طور عجیبی مثل مکانی بود که برتون دوران کودکی اش را در آنجا گذرانده بود. وینسنت پرایس در اولین اظهار نظرش درباره فیلم گفت: « تیم برتون همان ادوارده». جانی دپ نیز چنینی تعبیری را در مقدمه کتاب Mark Salisbury ، برتون به روایت برتون درباره نخستین ملاقاتش با برتون آورده است.
با پایان یافتن پروژه ادوارد دست قیچی ، برتون با ساخت دنباله بتمن موافقت کرد ولی به شرط اینکه کمپانی درباره فیلم به برتون اختیار تام بدهد که اینگونه هم شد. حاصل کار فیلم « بتمن بازمی گردد » بود که مایکل کیتون، دنی دوویتو ، میشل فایفر و کریستوفر والکن در آن نقش آفــرینی می کردند. بر اساس تصمیم برتون ، تمرکز بیشتر فیلم بر روی بد من فیلم بود تا خود بتمن که نتیجه آن فروش کمتر از حد انتظار فیلم بود. فیلم حدوداً 160 میلیون دلار فروخت که باعث خداحافظی برتون از بتمن شد که البته در سال 1995دوباره به عنوان تهیه کننده به پروژه بتمن ملحق شد.

در سال 1993 تنها به نوشتن داستان اصلی و تهیه « کابوس قبل از کریسمس » قناعت کرد. فیلمی که توسط هنری سلیک کارگردانی شد و مایک مک داول و کارولین تامپسون فیلمنامه اش را بر اساس داستانی از برتــون نوشتند. برتون در همکاری دوباره اش با هنری سلیـــــک به عـنوان تهیه کننده ، فیلم « جیمز و هلوی غول پیکر » (1996) را ساخت.
فیلم بعدی برتون « اد وود » (1994) یک پروژه جمع و جور درباره زندگی اد وود ، کارگردانی که بعضی اوقات به عنوان بدترین کارگردان تاریخ سینما از او یاد می شود ، بود. جانی دپ دوباره نقش اصلی کار را عهده دار شد. فیلم تجلیلی از سال های کودکی برتون بود که از اینگونه فیلم ها سرشار بودند. اد وود تنها فیلم برتون تا به امروز است که دنی الفمن موسیقی آن را نساخته و برتون به جای او از هاوارد شور استفاده کرد.
« مریخ حمله می کند!» (1996) هجو فیلم های علمی – تخیلی ترسناک دهه نود بود . برتون در این زمان آن قدر اعتبار کسب کرده بود که حتی برای نقش های کوتاه و مکمل فیلمش از بزرگترین ستاره های هالیوود استفاده کرد. فیلم به همراه فیلم بعدی برتون « اسلیپی هالو»( 1999) چرخشی در کارنامه فیلمسازی برتون محسوب می شوند. کنار گذاشتن تم های تیره و فضاهای وهم آلود برتونی و جایگزین کردن حس و حال هالیوودی از نشانه های اصلی این تغییر سبک به حسـاب می آیند.
اسلیپی هالو با بازی جانی دپ در نقش افسر ایخابد کرین و کریستینا ریچی در نقش کاترینا ون تسل توانست نقد های مثبتی را به خودش اختصاص دهد و همچنین موسیقی وهم آلود الفمن نیز مورد توجه قرار گرفت. فیلم در مراسم اسکار همان سال یک جایزه از بابت طراحی صحنه دریافت کرد. موفقیت تجاری این فیلم یک جهش تازه بعد از شکست تجاری مریخ حمله می کند! محسوب می شد.
« سیاره میمون ها» (2000) یک موفقیت تجاری دیگر در کارنامه برتون است که در نخستین هفته نمایشش توانست 68 میلیون دلار به جــیب تهیه کنـندگان سرازیر کند. فیلم از یک تغییر معنی دار در سبک معمول برتون خبر می داد تا جایی که این سؤال را مطرح می کرد که آیا واقعاً فیلم ساخته برتون است؟ یا اینکه فقط استخدام شده که چنین فیلمی بسازد.
برتون پس از این به سراغ پروژه های « ماهی بزرگ»(2003) « چارلی و کارخانه شکلات سازی»(2005) و انیمیشن « عروس مرده » رفت که این آخری یک نامزدی اسکار برای او به ارمغان آورد.
زندگی شخصی
در 1989 ، با لنا جیسک (LenaGieseke ) که یک هنرمند آلمانی بود ؛ ازدواج کرد. آنها کمی بعد از ساخت بتمن بازمی گردد از هم جدا شدند. برتون بین سالهای 1992 تا 2001 نامزد لیزا ماری به حساب می آمد. او همچنین با هلنا بونهام کارتر از سال 2001 زندگی مشترک را آغاز کرد و اکنون در لندن زندگی می کند. آن دو یک پسر به نام بیلی – ری دارند که در اکتبر 2003 به دنیا آمده است.

نشانه های برتونی
سبک بصری و تم های سنگین آثار برتون متأثر از فیلم های ترسناک دهه های بیست و سی ، و به ویژه آثار جیمز وال ، اف. دبلیو.مورانو و همچنین فیلم های اکسپرسیونیستی سینمای آلمان است. نقاشی های ادوارد گوری دیگر عاملی است که برتون از آن تأثیر پذیرفته است.
او به صورت مکرر با جانی دپ همکاری داشته است. ادوارد دست قیچی، اد وود، اسلیپی هالو، چارلی و کارخانه شکلات سازی و عروس مرده از فیلمهایی هستند که این دو با هم در آنها همکاری داشتند.
برتون در فیلمهایش تصاویری از سگ های مرده ، دلقک ها ، گوسفندها ، درخت های پیچ و تـاب دار، مترسک ها ، پروانه ها و همچنین مو قرمزها به نمایش می گذارد.
در اکثر فیلمهایش یک صحنه شام وجود دارد.
یک لوگوی شخصی همیشه در ابتدای آثارش قرار می دهد.
از سایه ها برای ترساندن و شوم جلوه دادن استفاده می کند.
کاراکترهای اصلی فیلمهای او اغلب غریبه و خجالتی هستند و چهره ای رنگ پریده با موهای متلاطم دارند درست مثل خودش.
ناگفته ها
* از سوی مجله فونیکس به عنوان بیست و ششمین مرد هالیوودی که نسبت به مسائل جنسی در فیلم هایش بی توجه است ، انتخاب شده است.
* تیم برتون و شون کانری در یک روز شمع تولدشان را فوت می کنند.( 25 آگوست)
* دنی الفمن در مورد او گفته : « فکر می کنم اگر شخصیت ادوارد ( دست قیچی) و ژوکر(بتمن) را در هم آمیزید ، تصویری کامل از تیم برتون نصیبتان می شود.»
برنامه های آینده
در 13 ژوئن سال 2006 ، از تعویق پروژه « باور کن یا نکن!» خبر داد و عنوان کرد تمرکز خودش را به اقتباس از کتاب استیفن ساندهیم تحت عنوان « سوئینی تاد» معطوف خواهد کرد. برای نقش اصلی این فیلم با جانی دپ قرارداد امضا شده است.
در فوریه 2006 ، در یک مصاحبه شایعه ساخت قسمت دوم فیلم های ، بیتل جویس ، ادوارد دست قیچی و کابوس قبل از کریسمس را تکذیب کرد. همچنین از علاقه اش برای ساخت فیلمی براساس آثار ادگار آلن پو در آینده ای نزدیک خبر داد.
فیلم شناسی
باور کن یا نکن! (2009)
سوئینی تاد ( پیش بینی شده برای بعد از سال 2007)
عروس مرده (2005)
چارلی و کارخانه شکلات سازی (2005)
ماهی بزرگ (2003)
سیاره میمون ها (2001)
اسلیپی هالو (1999)
مریخ حمله می کند! (1996)
اد وود (1994)
بتمن بازمی گردد (1992)
ادوارد دست قیچی (1990)
بتمن (1989)
بیتل جویس (1988)
آلفردهیچکاک تقدیم می کند- اپیزود کوزه (1986) تلویزیونی
قصه های پریان – علاءالدین و چراغ جادو (1986) تلویزیونی
ماجرای بزرگ پی – وی (1985)
فرانکن وینی (1984)
وینسنت (1982)
هانسل و گرتل (1982) تلویزیونی
به عنوان تهیه کننده
عروس مرده (2005)
جیمز و هلوی غول پیکر (1996)
بتمن برای همیشه (1995)
کابین بوی (1994)
کابوس قبل از کریسمس (1993)
چهارشنبه هشتم شهریور 1385
یک سال خوب
ریدلی اسکات و گلادیاتورش برگشتن. نمی دونم این بار دیگه می تونیم اسکار رو دست این نابغه انگلیسی ببینیم یا نه؟ من نمی دونم آکادمی دیگه چی از جون این مرد می خواد... بیگانه ، بلید رانر، تلما و لوئیز ، گلادیاتور و ...
به هر حال ناراحت نباشید اورسن ولزم اسکار نداشت. بگـــــــــــــــــذریم!!!
« یک سال خوب» که تو مایه های عنوان فیلم اسکاریه « یک ذهن زیبا» ست. جدیدترین اثر ریدلی اسکاته. تا شاید این بار طلسم بشکنه و ریدلی اسکات اسکار رو بگیره. بازیگر مورد علاقه من یعنی راسل کرو هم نقش اول رو بازی کرده... داستان فیلم ازین قراره :
مکس اسکینر یه سرمایه گذار ماهره. موقعی که بچه بود زیر دست عمو هنری بزرگ شده. اما حالا عمو هنری مرده و یه مزرعه زیبا تو جنوب فرانسه برای مکس ارث گذاشته. مکس می خواد مزرعه رو بفروشه ولی نمـی تونه چون شادترین خاطـــرات زندگیش توی اون مزرعـــه اتفاق افتاده. کم کم سروکله کریستی رابرتز پیدا میشه که خودش رو بچه مرحــوم عمو هنری معرفی می کنه. حالام بعد از سالها برگشته تا سهمش از مزرعه رو بگیره.
فیلم به گفته سازندش یه کمدیه درباره عوامل تغییردهنده زندگی در دوران معاصر...
نکته ای که فهمیدم اینه که زیادم کمدی نیست بلکه خیلی هم جدیه... می نویسم مکس شما لطف کنید بخونید ( نام اختصاری ما کسیموس)
پخش کننده : فاکس قرن بیستم
تاریخ اکران: 10 نوامبر 2006
زبان : انگلیسی
درجه بندی : PG-13
ژانر : درام ، کمدی
بازیگران:
راسل کرو............................ مکس اسکینر
آلبرت فینی........................... عموهنری
ماریون کوتیار....................... فانی
ابی کورنیش.......................... کریستی رابرتز
فردی هایمور......................... مکس نوجوان
تام هالندر.............................. چارلی

